despicably UKdispikəbliː معنی فارسی به پستي بخواري واژههای دیگر با معنی «به پستي» rise and fall تعيين پستي و بلندي نقاط نسبت به سطح مبنا ingloriously بطور شرم اور، به پستي wretchedly از روي بدبختي يا بيچارگي، بطور بد يا زيان آور، به پستي degenerate فاسد شدن، پست تر شدن، رو به پستي يا انحطاط گذاردن letter card کاغذ پستي تا شده که لبه هاي چسب دارآنرابهم، چسبانده به پست ميدهند scoundrelism رذلي، پستي، به نهادي plebeianness پستي، وابستگي به طبقه رنجبريا عوام