دیکشنری فارسی

desuetude

معنی فارسی

عدم استعمال ترک متروکيت

معنی کامل و مثال‌ها

/des´wi tōōd´,-tyōōd´/n.

نسخ، برافتادگی، ناکاربری، عدم استعمال

* fall into desuetude

مورد کاربرد نبودن، منسوخ شدن

laws fallen into desuetude

قوانینی که منسوخ شده‌اند

مترادف‌ها

noun
Disuse, discontinuance, non observance, obsoleteness or obsolescence.

واژه‌های دیگر با معنی «عدم استعمال»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن