دیکشنری فارسی

detainer

معنی فارسی

نگهداري ضبط تصرف

معنی کامل و مثال‌ها

/dē tān´ǝr, di-/n.

● (حقوق) حبس مال غیر نزد خود به عنف، حکم ادامه‌ی توقیف، حکم بازداری

واژه‌های دیگر با معنی «نگهداري»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن