detersive
معنی فارسی
پاک کننده داروي پاک کننده
معنی کامل و مثالها
/dē tu_r´siv, di-/adj., n.
● رجوع شود به: detergent
مترادفها
adjective
Cleansing, detergent.
پاک کننده داروي پاک کننده
/dē tu_r´siv, di-/adj., n.
● رجوع شود به: detergent
adjective
Cleansing, detergent.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن