expurgatorial معنی فارسی پاک کننده تصفيه ياتنقيح کننده مربوط ببرداشتن موادبدازکتابي واژههای دیگر با معنی «پاک کننده» purificatory پاک کننده، پاک سازنده، تطهيري purificative پاک کننده، پا سازنده، تطهيري expurgatory پاک کننده، مربوط به برداشتن موادبدياهزليات ازکتابي cathartic پاک کننده، کار کن، مسهل purging پاک کننده، مسهل، تهي سازي روده detergent پاک کننده، داروي پاک کننده detersive پاک کننده، داروي پاک کننده kathartic پاک کننده، کارکن، مسهل purificator پاک کننده، تصفيه کننده eliminative پاک کننده، کار کن