deviator معنی فارسی منحرف شونده روگرداننده واژههای دیگر با معنی «منحرف شونده» digressive منحرف (شونده) sympodium شبيه محور فرعي، منحرف شونده يا ممتد درجهت محوري. excursive بي ترتيب، بي ربط، سيار