devoir
معنی فارسی
وظيفه اداب حرمت گزاري
معنی کامل و مثالها
/dǝ vwär´, dev´wär´/n.
● وظیفه، کارداد
● (جمع) ادای احترام (مثلا هنگام ملاقات کسی)، تواضع و ادب
تعریف انگلیسی
noun
- formal expression of respect