devotionalist معنی فارسی پارسا زاهد عبادت کننده واژههای دیگر با معنی «پارسا» mahatma پارسا، عنوان گاندي pietistic پارسا منش، پارسانما، زهدفروش pietist کسيکه دردين داري هواخواه روش ميباشد، پارسا، زاهدرياکار devout ديندار، پارسا، عابد zaddick آدم صديق، پارسا، رهبر روحاني يهوديان devotionist زاهد، پارسا abstemious پرهيزكار، پارسا منش، مرتاض abstinent پرهيز كار، پارسا منش، مرتاض sannyasi درويش هندي، گداي پارسا و دوره گرد votaries هواخواه، طرفدار، پارسا