dictums UKdiktəmz معنی فارسی گفته اظهارنظرقضايي واژههای دیگر با معنی «گفته» declaration گفته، گفت، اظهارنامه parol گفته، سخن، زاني saying گفته، مثل مشهور، گفتار dicta گفته، اظهارنظرقضايي dictum گفته، اظهارنظرقضايي dixit گفته، اظهار ipso dixit گفته محض، گفته بي دليل، گفته استبدادي missatement گفته نادرست، خلاف گويي forecited پيش گفته شده، بالا گفته شده، نامبرده در بالا foregoing پيش گفته شده، پيش، بالاگفته