didactic
UKdidæktik
USdaı'dæktık
معنی فارسی
تعليمي ياد دهنده ادبي
معنی کامل و مثالها
/dī dak´tik, di-/adj.
● آموزنده، رهنمودگر، هدایت کننده (به راه راست و غیره)، پندآمیز
didactic poetry
شعر پندآمیز
● آموزشی، وابسته به آموزش و پرورش، نظری (در مقابل عملی)
both didactic and laboratory instruction will be used
هم آموزش نظری و هم آموزش آزمایشگاهی به کار گرفته خواهد شد.
● معلم ماب، (کسی که همیشه میخواهد به دیگران درس بدهد و نصیحت کند)، آموزگارمنش، ملا مکتبی
تعریف انگلیسی
adjective
- instructive (especially excessively)
مترادفها
adjective
(also didactical)
Preceptive.