دیکشنری فارسی

didactic

UKdidæktik USdaı'dæktık

معنی فارسی

تعليمي ياد دهنده ادبي

معنی کامل و مثال‌ها

/dī dak´tik, di-/adj.

● آموزنده، رهنمودگر، هدایت کننده (به راه راست و غیره)، پندآمیز

didactic poetry

شعر پندآمیز

● آموزشی، وابسته به آموزش و پرورش، نظری (در مقابل عملی)

both didactic and laboratory instruction will be used

هم آموزش نظری و هم آموزش آزمایشگاهی به کار گرفته خواهد شد.

● معلم ماب، (کسی که همیشه می‌خواهد به دیگران درس بدهد و نصیحت کند)، آموزگارمنش، ملا مکتبی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. instructive (especially excessively)

مترادف‌ها

adjective
(also didactical)
Preceptive.

واژه‌های دیگر با معنی «تعليمي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن