دیکشنری فارسی

instructional

UKinstrʌkʃənl USıns'trʌkʃənəl

معنی فارسی

دستوري حاوي دستور تعليمي معارفي

تعریف انگلیسی

adjective
  1. of or relating to or used in instruction “instructional aids” “Pertains to noun: instruction”

واژه‌های دیگر با معنی «دستوري»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن