die-casting معنی فارسی روشي که در آن فلز مذاب با فشار هيدروليکي به داخل قالبهايي رانده ميشود واژههای دیگر با معنی «روشي که در آن فلز مذاب با فشار هيدروليکي» data diddling روشي که در آن داده قبل وارد شدن به يک، فايل کامپيوتري که در آن کمتر قابل، دسترس مي باشد اصلاح مي شود frequency shift keying روشي براي انتقال اطلاعات که در آن وضعيت، بيت ارسال شده توسط يک لهجه شنيدني مشخص، مي شود just in time درست بموقع، روشي در تدارک مواد که در آن، کالاهاي مورد نظر درست در زمان نياز دريافت OLE با تلفظ ((الي))، سرنام عبارت "object linking and، " embedding روشي براي انتقال و تبادل اطلاعات بين cycle stealing مدت چرخه، روشي که اجازه مي دهد يک دستگاه جانبي، بطور موقت کامپيوتر را از دسترسي به مسير cross compiling assembling روشي که توسط آن يک فرد از ميني کامپيوتر، و کامپيوتر بزرگ يا سرويس اشتراک زماني، استفاده مي کند تا برنامه هايي را نوشته و warehousing system روشي که به موجب آن کالاهاي وارداتي بدون، پرداخت حقوق و عوارض گمرکي به مملکت وارد، و انبار مي شود و اين عوارض در موقع عرضه nonoverlap processing روشي که به وسيله آن خواندن، نوشتن و، پردازش داخلي فقط در يک اسلوب سري صورت