die-hard معنی فارسی جان سخت پرمقاومت سياست مدارمحافظه کار واژههای دیگر با معنی «جان سخت» diehard جان سخت، سرسخت، پر استقامت. fag سخت کارکردن، جان کندن، مفت براي ديگران کارکردن dug پستان جانور، کند، فروکرد durdgery کار سخت وخسته کننده، جان کني.