دیکشنری فارسی

die-hard

معنی فارسی

جان سخت پرمقاومت سياست مدارمحافظه کار

تعریف انگلیسی

adjective
  1. tradition-bound and obstinately opinionated “an inflexible (or die-hard) conservative” “rock-ribbed republican”

واژه‌های دیگر با معنی «جان سخت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن