diker معنی فارسی خاکريز سد بند نهر ابگذار واژههای دیگر با معنی «خاکريز» embankment خاکريز، خاکريزي (در راه اهن ومانندان)، محصورسازي bulwark خاکريز، بارو، ديواره dike خاکريز، سد، بند dyke خاکريز، بند، سد berm هره خاکريز، فاصله ميان خاکريزوگودخاک برداري berme هره خاکريز، باريکه . marginal bund خاکريز جانبي، خاکريز جناحي height of fill ارتفاع خاکريز، بلندي آکند hydraulic fill dam سد خاکريز آبي random fill خاکريز بي ترتيب