diligency معنی فارسی کوشش پيوسته سعي و کوشش پشت کار. واژههای دیگر با معنی «کوشش پيوسته» diligence کوشش پيوسته، سعي وکوشش، پشت کار steadily (بطور) پيوسته و يک نواخت، با سعي و کوشش، با مداومت tug کشش، کوشش، زحمت