دیکشنری فارسی

ding-dong

معنی فارسی

دنگ دنگ : صداي ساعت ، شماطه ،

ترتيب زنگ زدن ساعت درسرهريک ربع

معنی کامل و مثال‌ها

/diŋ´dôŋ´/n., adj., vi.,vt.

● (صدای ناقوسی که پی‌درپی زده شود) دینگ دانگ، دنگ دنگ

the bells were going ding-dong

ناقوس‌ها دینگ دانگ صدا می‌کردند.

● (خودمانی) رجوع شود به: ding-a-ling

● جروبحث شدید، بگو مگو، یک و دو

I had a bit of a ding-dong with him about his frequent absences

با او درباره‌ی غیبت‌های مکررش مشاجره کردم.

● (عامیانه) پرماجرا، پرزدوخورد

a ding-dong struggle

کشمکش پر زد و خورد

● دینگ دانگ صدا کردن (مثلا ناقوس کلیسا)

I heard the church bell ding-donging from afar

از دور صدای دینگ دانگ کردن زنگ کلیسا را شنیدم.

● (با تکرار تحت تاثیر قرار دادن) در گوش کسی فرو کردن

تعریف انگلیسی

noun
  1. the noise made by a bell

واژه‌های دیگر با معنی «دنگ دنگ : صداي ساعت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن