دیکشنری فارسی

dingdong

معنی فارسی

دنگ دنگ طنين صداي ساعت شماطه .

تعریف انگلیسی

adverb
  1. go `ding dong', like a bell “Something ----sII”
  2. heartily or earnestly “They fell to work dingdong”

واژه‌های دیگر با معنی «دنگ دنگ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن