دیکشنری فارسی

diplomatically

UKdipləmætikɑːliː US'dıplə'mætıklı

معنی فارسی

وابسته به اداب سفارت ، سياست مدار (انه)

تعریف انگلیسی

adverb
  1. with diplomacy; in a diplomatic manner “he answered very diplomatically” “Derived from adjective: diplomatic”

واژه‌های دیگر با معنی «وابسته به اداب سفارت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن