dis·trust'ful·ness معنی فارسی بي اعتمادي ، اعتمادنداشتن يابدگمان بودن به ، بدگماني واژههای دیگر با معنی «بي اعتمادي» distrust بي اعتمادي، اعتمادنداشتن يابدگمان بودن به، بدگماني untrusting بي اعتمادي، اعتمادنداشتن يابدگمان بودن به، بدگماني diffidence بي اعتمادي بخود، کمرويي، ترس