disbarred
USdıs'bɑ:d
معنی فارسی
ازحق وکالت محروم کردن ،
ازکانون وکلابيرون کردن
ازحق وکالت محروم کردن ،
ازکانون وکلابيرون کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن