دیکشنری فارسی

disbelieving

UKdisbiliːviŋ

معنی فارسی

باورنکردن اعتقادنکردن ايمان نياوردن عقيده نداشتن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. denying or questioning the tenets of especially a religion “a skeptical approach to the nature of miracles”

واژه‌های دیگر با معنی «باورنکردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن