discontent with معنی فارسی ناراضي از گله منداز واژههای دیگر با معنی «ناراضي از» d. with ناراضي از، خشنوداز، رنجيده از d. at ناراضي از، خشنوداز deprecate بد دانستن، ناراضي بودن از، بي ميل بودن نسبت به deprecator بد دانستن، ناراضي بودن از، بي ميل بودن نسبت به peevish زودرنج، تند مزاج، عبوس querulous کج خلق، زودرنج، گله مند reluctant بي ميل، ناراضي، اکراه اميز