دیکشنری فارسی

discontinuation

USdıskən'tınju'eıʃən

معنی فارسی

عدم ادامه ترک دست کشي وقفه

معنی کامل و مثال‌ها

/-tin´yōō ā´shǝn/n.

● رجوع شود به: discontinuance

تعریف انگلیسی

noun
  1. the act of discontinuing or breaking off; an interruption (temporary or permanent)

واژه‌های دیگر با معنی «عدم ادامه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن