disembodies
UKdisimbɔdiz
معنی فارسی
ازجسم جداکردن تجريد کردن مجردکردن
ازجسم جداکردن تجريد کردن مجردکردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن