دیکشنری فارسی

disembogue

معنی فارسی

ريختن خالي شدن (ياکردن)

معنی کامل و مثال‌ها

/dis´im bōg´/vt., vi.

(به ویژه در مورد رودخانه و نهر) ریختن، خالی شدن یا کردن

those two rivers disembogue themselves into the same lake

آن دو رودخانه به یک دریاچه می‌ریزند.

مترادف‌ها

I. verb active
Discharge (at the mouth, as a river), empty, pour out, give vent to.
II. verb neuter
Issue, flow out (at the mouth, as a river), discharge itself, be discharged.

واژه‌های دیگر با معنی «ريختن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن