دیکشنری فارسی

disenchanting

UKdisintʃɑːntiŋ

معنی فارسی

ازطلسم رهاکردن واگرفتن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. freeing from illusion or false belief

واژه‌های دیگر با معنی «ازطلسم رهاکردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن