دیکشنری فارسی

disesteem

معنی فارسی

بي اعتباري بي اهميتي کم گرفتن شمردن

معنی کامل و مثال‌ها

/dis´i stēm´, dis´i stēm´/vt., n.

(احترام کمی قایل شدن برای) دون شمردن، حقیر شمردن، کم توجهی کردن به، کم اعتنایی کردن

she used to disesteem all his favors

آن دختر به تمام الطاف او بی‌اعتنایی می‌کرد.

دون شماری، تحقیر، کوچک پنداری، کم توجهی، کم اعتنایی، زبون شماری، خوار کردن

her disesteem discouraged the boys

بی‌اعتنایی آن دختر توی ذوق پسرها می‌زد.

مترادف‌ها

noun, verb active
Disregard. See disfavor.

واژه‌های دیگر با معنی «بي اعتباري»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن