dish-cover معنی فارسی سرپوش واژههای دیگر با معنی «سرپوش» operculum سرپوش، در lid سرپوش سر، در پلک، سر پوش operculate سرپوش دار، دردار lagvt تخته سرپوش، سرپوش گذاشتن، تخته چليک cover plate صفحه سرپوش، پشت بند صفحه بست mercy seat سرپوش رحمت، تخت خدا air-trap سرپوش چاهک، بادگير magneto cover سرپوش مگنت batterty cover سرپوش باتري dust cover سرپوش غبارگير