دیکشنری فارسی

disharmonious

UKdishɑːmouniəs

معنی فارسی

ناموزون ناجور ناموافق ناسازگار

تعریف انگلیسی

adjective
  1. lacking in harmony

واژه‌های دیگر با معنی «ناموزون»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن