displant
معنی فارسی
ازريشه کندن
معنی کامل و مثالها
/dis plant´/vt.
● (مهجور) جا به جا کردن، (از جایی درآوردن و) در جای دیگر کاشتن یا کار گذاشتن
ازريشه کندن
/dis plant´/vt.
● (مهجور) جا به جا کردن، (از جایی درآوردن و) در جای دیگر کاشتن یا کار گذاشتن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن