دیکشنری فارسی

disqualifying

UKdiskwɔlifaiiŋ USdıs'kwɔlə'faııŋ

معنی فارسی

فاقدصلاحيت کردن ، سلب صلاحيت کردن از ،

شايسته ندانستن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. depriving of legal right; rendering legally disqualified “certain disabling restrictions disqualified him for citizenship”

واژه‌های دیگر با معنی «فاقدصلاحيت کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن