دیکشنری فارسی

disregarded

UKdisrigɑːdid US'dısrı'gɑ:dıd

معنی فارسی

اعتنانکردن (به) توجه نکردن (به) اهميت ندادن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. not noticed inadvertently “her aching muscles forgotten she danced all night” “he was scolded for his forgotten chores”

واژه‌های دیگر با معنی «اعتنانکردن (به)»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن