دیکشنری فارسی

disservice

UKdissəːvis USdıs'sə:vəs

معنی فارسی

ازار زيان بدي

معنی کامل و مثال‌ها

/-su_r´vis/n.

● زیان، آسیب، لطمه، کار زیان بخش، بدخدمتی

he did his country a great disservice by spying for the enemy

او با جاسوسی برای دشمن به کشور خود آسیب فراوانی وارد کرد.

تعریف انگلیسی

noun
  1. an act intended to help that turns out badly “he did them a disservice”

مترادف‌ها

noun
Injury, harm, mischief, hurt, disadvantage, disfavor, ill turn.

واژه‌های دیگر با معنی «ازار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن