distinguishing
UKdistiŋgwiʃiŋ
USdıs'tıŋgwıʃıŋ
معنی فارسی
تشخيص دهنده مشخص اختصاصي مجزا
تشخيص دهنده مشخص اختصاصي مجزا
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن