distrainor UKdistreinər معنی فارسی ضبط کننده توقيف کننده واژههای دیگر با معنی «ضبط کننده» confiscator ضبط کننده، توقيف کننده maximum recording attachment دستگاه ضبط کننده حداکثر retentive نگهدارنده، حافظ، ضبط کننده seizor تصرف کننده، متصرف، ضبط کننده recording instrument دستگاه ضبط، سنجه ثبت کننده