distrusted
UKdistrʌstid
USdıs'trʌstəd
معنی فارسی
بي اعتمادي ، اعتمادنداشتن يابدگمان بودن به ،
بدگماني
بي اعتمادي ، اعتمادنداشتن يابدگمان بودن به ،
بدگماني
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن