diverged
UKdaivəːdʒd
USdaı'və:dʒd
معنی فارسی
بچندسومنضعب شدن ازهم دورشدن اختلاف پيداکردن
بچندسومنضعب شدن ازهم دورشدن اختلاف پيداکردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن