دیکشنری فارسی

divers

UKdaivəːs US'daıvəz

معنی فارسی

چند چندي بعضي متعد د

معنی کامل و مثال‌ها

/dī´vǝrz/adj.

● چندین، متعدد، فراوان

divers styles

چندین سبک

● (قدیمی) رجوع شود به: diverse

تعریف انگلیسی

adjective
  1. many and different “tourist offices of divers nationalities” “a person of diverse talents”

مترادف‌ها

adjective
Various, several, sundry, numerous, many, manifold, different.

واژه‌های دیگر با معنی «چند»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن