دیکشنری فارسی

diversifying

UKdaivəːsifaiiŋ USdaı'və:sə'faııŋ

معنی فارسی

گوناگون کردن جوربجورکردن مختلف کردن

واژه‌های دیگر با معنی «گوناگون کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن