دیکشنری فارسی

divorcement

معنی فارسی

رهاسازي طلاق رهايي

معنی کامل و مثال‌ها

/dǝ vôrs´mǝnt/n.

● (قدیمی) طلاق، متارکه، جدایی

تعریف انگلیسی

noun
  1. the legal dissolution of a marriage

واژه‌های دیگر با معنی «رهاسازي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن