doesn't UKdount معنی فارسی نميکند. واژههای دیگر با معنی «نميکند.» nonjuror کسي که بيعت نميکند، ناسوگند خور، بيبيعت infallibilism اعتقاد باين اصل که پاپ خطا نميکند infallibilist کسيکه معتقد است که پاپ اشتباه نميکند weedless قلابي که به علفهاي زير آب گير نميکند latitudinarian کسي که درمسائل ديني و تعبيرات اصول وابسته، بانها سخت گيري نميکند fellow traveler هم سفر، کسي که عضو حزبي نيست ودر فعاليت هاي، ان شرکت نميکند ولي از ان جانبداري مينمايد. WORM- سرنام عبارت " "write once، read many، (به مفهوم يک بار ROM BIOS سرنام عبارت "read-only memory basic input/output، " system، مجموعه روالهاي نرم افزاري است که به همراه