دیکشنری فارسی

domineering

UKdɔminiəriŋ US'dɔmə'nıərıŋ

معنی فارسی

تحکم اميز تحکم کننده

معنی کامل و مثال‌ها

/-iŋ/adj.

سلطه‌گرا، چیرگرا، برتری‌خواه، قدرت‌طلب

a domineering wife who controlled her husband strictly

زنی سلطه‌گرا که شوهرش را سخت مهار می‌کرد

سلطه‌گرانه، برتری خواهانه، تحکم‌آمیز

his domineering ways

روش‌های سلطه گرایانه‌ی او

واژه‌های دیگر با معنی «تحکم اميز»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن