دیکشنری فارسی

donor

UKdounər US'dəunə

معنی فارسی

بخشنده واهب هبه کننده

معنی کامل و مثال‌ها

/dō´nǝr; dō´nôr´/n.

(به ویژه در مورد اهدای خیرات یا خون یا اعضای بدن و غیره برای پیوندزنی) دهنده، بخششگر، اهداگر، اهداکننده

an annonymous donor gave Buena Vista College 18 million dollars

خیر ناشناسی هیجده میلیون دلار به کالج بوناویستا داد.

(فیزیک - اتمی که یک جفت الکترون به اتم دیگری می‌دهد و با آن covalent bond تشکیل می‌دهد) دهنده

تعریف انگلیسی

noun
  1. person who makes a gift of property
  2. (medicine) someone who gives blood or tissue or an organ to be used in another person (the host)

مترادف‌ها

noun
Giver, bestower; (law) donator.

واژه‌های دیگر با معنی «بخشنده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن