دیکشنری فارسی

munificent

UKmjuːnifisnt

معنی فارسی

بخشنده کريم سخي بخشش آميز کريمانه سخاوت آميز

معنی کامل و مثال‌ها

/myōō nif´ǝ sǝnt/adj.

گشاده دست، سخاوتمند، کریم، بخشنده

سخاوتمندانه، پر کرم

a munificent reward

پاداش سخاوتمندانه

مترادف‌ها

adjective
Liberal, bountiful, generous, bounteous, beneficent, princely, free, free hearted.

واژه‌های دیگر با معنی «بخشنده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن