دیکشنری فارسی

doubtless

UKdautləs US'dautləs

معنی فارسی

بي شک بدون شک بدون ترديد

معنی کامل و مثال‌ها

/dout´lis/adj., adv.

● بی‌شک، بدون شک، بی‌گمان

doubtlessly, he is an honest man

بدون شک آدم درستی است.

● محتملا، شاید

she will doubtlessly bring her baby too

محتملا بچه‌اش را هم خواهد آورد.

تعریف انگلیسی

adverb
  1. without doubt; certainly “it's undoubtedly very beautiful”

واژه‌های دیگر با معنی «بي شک»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن