downhearted
UKdaunhɑːtid
معنی فارسی
افسرده دل شکسته
معنی کامل و مثالها
/-härt´id/adj.
● پکر، سردرگریبان، افسرده، غمزده، مایوس
افسرده دل شکسته
/-härt´id/adj.
● پکر، سردرگریبان، افسرده، غمزده، مایوس
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن