dowsabel معنی فارسی معشوقه دلبر. واژههای دیگر با معنی «معشوقه» lady-love معشوقه، محبوبه، شاهد ladylove معشوقه، محبوبه . inamorata معشوقه gun moll معشوقه دزد مسلح. Delilah دليله معشوقه سامسون.، محتاله، فريبنده masochism رضا بجفاي معشوق يا معشوقه، لذت بردن ار جفاي معشوق يا معشوقه masochistically رضا بجفاي معشوق يا معشوقه، لذت بردن ار جفاي معشوق يا معشوقه valentine معشوقه يا معشوقي که شخص در روز 14 فوريه، براي خود برمي گزيند ... inalterably بطور تغيير ناپذير، معشوقه، دلارام girlfriend دوست دختر، معشوقه، زني که دوست زن ديگري است