drabble
US'dræbəl
معنی فارسی
گلي کردن ، کثيف کردن ، ترکردن ،
باچوب وريسمان صيدماهي ريشدارکردن
معنی کامل و مثالها
/drab´ǝl/vt., vi.
● خیس و کثیف کردن یا شدن (با کشیدن در آب و گل) (draggle هم میگویند)
the bride had drabbled her gown
عروس لباس خود را خیس و گلی کرده بود.
مترادفها
verb active
[Archaic and provincial.] Draggle, trail, daggle, befoul, bemire.