dragooned معنی فارسی سواره نظام سربازسواره بدست سوارسپردن اذيت کدرن واژههای دیگر با معنی «سواره نظام» dragoon سواره نظام، سربازسواره، بدست سوارسپردن cavalries سواره نظام cavalry سواره نظام cavalryman سواره نظام horse اسب سواره نظام، اسب شطرنج، خرک (در ورزش) standard پرچم سواره نظام، نمونه قانوني (سنگها و اندازه هاي)، ميزان cav مخفف: سواره نظام sabreur سوار در سواره نظام cornetcy پرچم داري سواره نظام light horse سواره نظام سبک اسلحه