دیکشنری فارسی

draining

UKdreiniŋ US'dreınıŋ

معنی فارسی

اب کشيدن از خشک انداختن خالي کردن تاته سرکشيدن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. having a debilitating effect “an exhausting job in the hot sun”

واژه‌های دیگر با معنی «اب کشيدن از»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن